خراب کردن عین آباد کردنه یا : همه ی فلسفه هایی که خودمان بر زندگی حاکم می کنیم ...
ببین ، من پای اون درخت بید بزرگه ی روبه روی سایت مرکزی یه مسلسل قایم کردم . یه تبر هم هست،ده قدم اون ور تَرِش . با فاصله قایمشون کردم که اگه یکیش لو رفت ، دست خالی نمونیم. با عمو صفر هم هماهنگ کردم ، یه اشاره کافیه تا چاقو رو بهت بده . کلنگ هم اگه لازم داشتی ، به خودم بگو . یه کامنت بزار ، واست جورش می کنم . کاری نداره که . اراده کن ، میشه . اصن کور شه اون که به اراده شما شک کنه . بزن داغونش کن ! اصن از ریشه درش بیار . گفتم که ، خراب کردن ...
آفرین ! ببینم چی جاش میسازیا !!

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۶ ب.ظ توسط شب تاب
|
رؤیاهای ما،