قصه ها تکرار میشن ...
داره بارون میاد . شدید . خیلی خیلی شدید . وقتایی که بارون میگیره دخترای همسایه مون میان پشت بوم و شروع می کنن به چرخیدن و رقصیدن ! قشنگه !
شاید بیست سال دیگه ، پسر همسایه بره خواستگاری یکیشون . بعد دختره ازش بپرسه : تو از کی عاشق من شدی ؟! و پسره بگه : از وقتی مث یه شاپرک رو پشت بوم میرقصیدی ، زیر بارون بهار !
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۴:۳۵ ب.ظ توسط شب تاب
|
رؤیاهای ما،