خانومه توی برنامه ماه عسل داره از زندگیش میگه. یه چیز جالبی گفت چند دقیقه پیش. گفت کمونیستا هرچی واژه مربوط به عشق و احساسات و خدا و اینجور چیزها بود رو حذف کرده بودن از آموزش و زندگی روزمره مردم و به همین دلیل، آدم ها اون چیزها رو در درون خودشون حس می کردن ولی هیچ واژه ای برای بیان اونها بلد نبودن و مجبور می شدن که سکوت کنن.

ترسناکه...

دنیای ترسناکیه. دنیایی که کلمه ای برای بیان اصیل ترین حس های درونت نداشته باشی...

***

* امشب، واژه ها را هم که گم کردی، نترس. صاحب واژه ها خودش می داند...

*پیشترها، قدیم بودنت برایم عجیب بود و خاص و درگیرم می کرد و با آن نام می خواندمت. اما حالا، مدتی است که عالِم بودنت تمام دنیایم را پر کرده...

تو، می دانی. و این آرامشبخش ترین چیزِ دنیاست.

* التماس دعا